شروع لحظه شماری... ( شروع هفته سی و چهارم)
سلام به دختر عزیزتر از جونم...نفسم...عشقم امروز تقریبا میشه بگی هفته سی و چهارم شروع شده گلکم. دیگه داره کم کم انتظارها به پایان میرسه. قبل از اومدن شما نازگلم، نی نی دایی یاسر ( امیر مهدی جون) باید پا به این دنیای پرهیجان بذاره. همه چیز برای ورود شما دو تا فسقلی آماده هستش. دو تا نینی کوچولوی بانمک برای یک خانواده. واااااااای که چه شود. تو و امیرمهدی با فاصله کمتر از یکماه قدمهای کوچولو و نازتون رو ، روی چشمهای ما میذارین . آیسا جونم، عسلکم. این روزا حسابی شیطون شدی و روز به روز داری بزرگتر میشی شکر خدا. توی این شبها که میگذره نه خودت میخوابی و نه میذاری مامانی بخوابه ناقلا.. مامانی اینقدر این روزا و شبا دچار کمبود خواب می...
نویسنده :
مامانی
8:30



