آیساآیسا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

آیسا، ماه آسمون زندگی ما

یک درد دل کوچولو + یک عذر خواهی کوچولو از دخمل نازم

1390/4/19 7:42
نویسنده : مامانی
333 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر نازم. الان که دارم برات این درد دل کوچولو رو مینویسم توی اداره پشت میزم نشستم و دارم صبح زود کاریم رو با نوشتن برای تو شروع میکنم.

این روزا خیلی فشار کاری روی من و باباعلی زیاد شده، مخصوصا بابا علی.ناراحت

خیلی دلم میخواست زودتر از این حرفا از دست این فشار و تنش راحت میشدم و می تونستم با استراحت بیشترم به تو کوچولوی دلبندم توان بیشتری برسونم. آخه این روزا که من ساعت ٦:٣٠ باید سرکارم حاضر بشم شدیدا دچار کمبود خواب شدم و تمام وقت رو کسل هستم.

و به وضوح درک میکنم که تو هم کمتر وول میخوری و شیطنت میکنی ، انگاری تو هم خیلی خسته میشی من صبح زود میام اداره.

قرار بود من فقط تا اول تیرماه به کارم ادامه بدم و بعدش توی خونه تا بدنیا اومدن تو یکمی استراحت کنم و به روحیه خودم برسم اما متاسفانه یک مقدار بدلیل کم لطفی اطرافیان کارهامون گره خورده و هنوز تکلیف خیلی چیزها مشخص نیست...سوال

نمی دونم چرا و اصلا چه جوری میشه این شرایط رو تغییر داد، اما فقط می دونم باید بخدا توکل کنیم و از خودش بخوایم که گره از کارهامون برداره.

مامانی ازت عذر میخوام، عذر میخوام که این روزای بجای اینکه بخوام تمام فکرم رو اختصاص بدم  به تو و اومدنت ، مجبورم در کنار کارهای روزمره هر از گاهی به آینده تو فکر کنم.

می دونم این روزا که تو داری روز به روزش بزرگتر میشی و نیاز به توجه و رسیدگی و استراحت بیشتری داری من با کارهای خودم و استرسی که از انجام کارهام دارم این فرصت طلایی رو از تو میگیرم.

فقط می تونم بگم عذر می خوام نازینیم و من رو ببخش.niniweblog.com

 

به امید خدا همه چیز به زودی درست میشه و منم با ترک موقت کارم می تونم  به بیشتر برنامه ریزی هام،جامه عمل بپوشونم.

این رو بدون عزیز دل من و بابا علی، تمام فکر من و بابایی فراهم کردن آسایش و آرامش برای تنها ماه درخشان زندگیمون یعنی تو دختر خواستنیمون هست و خیلی خیلی خیلی دوستت داریم...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان تارا - سارا
19 تیر 90 13:15
امیدوارم که مشکلات شمام زودی رفع بشه و به آرامش برسید... و این دوران را بخوبی در کنار نی نیه گلتون طی کنید.
ترانه
19 تیر 90 18:04
ما مان عکس سونوی جدید اگه داری برامون بذارررررررررررررررررررررررر
هدی
20 تیر 90 9:37
عزیزم مشکلات زندگی هم خودشون شیرین و به یاد موندنی هستن . مهم اینه که ما به خوبی از عهدشون بر بیاییم و خاطره ی موفقیتمون همیشه تو ذهنمون بمونه .
مهلا
21 تیر 90 7:38
درست میشه توکلت به خدا خدا گر ز حکمت ببندد دری ....
مامان ابوالفضل
22 تیر 90 12:09
سلام دوست جونم امیدوارم هر چه زودتر کارها ردیف بشه و بتونی بیشتر استراحت کنی توکل کن مراقب خودت باش
مهسا(آی سا)
22 تیر 90 17:09
سلام سمیه جون خوبی؟آیسا جون خوبه؟ دلم براتون یه دره شده.کاش میشد میدیدمتون راستی تولدت مبارک.ان شالله که درکنار همسر و دختر نازت همیشه شاد باشی. امیدوارم کارهات وزد زود سبک بشه و بتونی راحت تو خونه بخوابیو تنبلی کنی مواظب خودتو نی نی باش
مامانی
23 تیر 90 6:56
سلام مهسا جونم. منم دلم خیلی برات تنگ شده، مرسی گلم. برام دعا کن. ساراجون، هدی جون، مهلا جون و مامان ابولفضل مرسی از همتون